در قسمت پنجم فصل چهارم آپاراتکست، با میزبانی منصور ضابطیان، به سراغ یکی از چهرههای ماندگار و کمنظیر در حوزه حفاظت از طبیعت ایران رفتهایم: احمد بحری، محیطبان، مستندساز و تولیدکنندهی محتوای محیطزیستی که با روایتهای صادقانه و ویدیوهای سادهاش، صدای حیاتوحش را از دل کوه و کویر به خانههای ما میرساند.
این قسمت مملو از تجربههای میدانی، روایتهای واقعی و ابتکارهای مردمی برای حفاظت از محیطزیست است؛ گفتوگویی الهامبخش برای علاقهمندان به طبیعت، تولید محتوای محیطزیستی و سبک زندگی پایدار. با ما همراه باشید تا از زبان یک محیطبان باتجربه بشنوید که چگونه میتوان با امکانات محدود، اثری ماندگار بر طبیعت گذاشت.
گفتوگو با احمد بحری: از گرگها تا چشمهها
در ابتدای برنامه، احمد بحری از تجربههای ۲۰ سالهاش در دل طبیعت ایران میگوید؛ از نجات جان حیواناتی مثل گرگ، کفتار، پلنگ و آهو، تا روایت تلخ روبرو شدن با حیواناتی که از استخرهای بیفنس جان سالم به در نمیبرند. او توضیح میدهد که چطور گاهی با بیهوش کردن حیوان، تیم محیطبانی فرصت دارد آن را نجات داده و به محیط امن بازگرداند. اما همه چیز همیشه طبق برنامه پیش نمیرود؛ گاهی حیوان پیش از موعد بههوش میآید، گاهی دیر میرسند، و گاهی… خیلی دیر.
بحری از اهمیت فاصله گرفتن از زیستگاهها، خطرات حضور انسان، و احترام به طبیعت میگوید:
طبیعت ما رو دشمن میشناسه، چون همیشه از ما آسیب دیده.
تولید محتوا، نذر طبیعت و روایتگری حیاتوحش
در ادامهی گفتوگو، احمد بحری از فعالیتهای رسانهای خود در فضای مجازی میگوید. او از سال ۱۳۹۵ با انتشار ویدیوهایی تحت عنوان «روزمرگیهای یک محیطبان» در آپارات و اینستاگرام فعال شد. ویدیوهایی بیکلام، بدون موسیقی، اما سرشار از حس، سکوت و لحظات واقعی در دل طبیعت ایران.
بحری تأکید میکند که تولید محتوای محیطزیستی در میدان واقعا دشوار است. کار میدانی پرمشغله، اغلب اجازهی مستندسازی حرفهای نمیدهد. بسیاری از سوژههای ارزشمند، از نجات یک جانور تا بازسازی یک زیستگاه از دست میروند، چون اولویت با عمل است، نه ثبت تصویر.
او از صحنههایی یاد میکند که اگر فرصت فیلمبرداری بود، تبدیل به مستندهایی تأثیرگذار میشدند؛ مثل همان وقتی که همراه با همکارانش، با بیل و کلنگ چشمهای را در کوهستان احیا کرد، فقط برای اینکه حیاتوحش منطقه در روزهای گرم سال، آب برای نوشیدن داشته باشد.
کتابخوانی: برون از آفریقا، وقتی طبیعت شاعر میشود
در میانهی برنامه، منصور ضابطیان بخشی از کتاب کلاسیک «برون از آفریقا» اثر کارن بلیکسن را برای مخاطبان میخواند. اثری شاعرانه دربارهی زندگی نویسنده در دشتهای بیپایان کنیا؛ جایی که یک زن دانمارکی، مزرعهدار قهوه، دلباختهی طبیعت وحشی آفریقا میشود و تجربهاش را در قالب نثری ادبی روایت میکند.
«صدها فرسنگ تاخت، چهار نعل روی سبزه و زمین موجدار… نه پرچینی، نه جادهای، نه مسکنی انسانی… فقط باد و دل.»
این کتابخوانی، لحظهای شاعرانه و آرام در میانهی روایتهای میدانی قسمت میسازد؛ یادآوری اینکه طبیعت فقط موضوع حفاظت نیست، موضوع الهام و شوق هم هست. ستایش طبیعت، گاه از جنس عمل است و گاه از جنس کلمات؛ و این بخش، پلیست میان تجربهی میدانی یک محیطبان و نگاه شاعرانهی یک نویسنده.
نذر طبیعت: مشارکت مردمی برای نجات حیاتوحش
پروژه نذر طبیعت ایدهای است که بحری از دل همین تجربهها بیرون کشیده. در این پلتفرم، مردم با کمکهای مالی، در پروژههایی مثل تأمین تانکر آب، لولهکشی به آبشخورها، خرید علوفه در خشکسالی، یا فنسکشی باغهای در معرض ورود حیاتوحش مشارکت میکنند.«تا امروز بیش از ۱۰۰ پروژه با همین کمکهای کوچک انجام شده. از قم تا هرمزگان، از تندوره تا یزد.»
همچنین فروش صنایع دستی بومی با طرحهای محیطزیستی، منبع درآمدی برای زنان سرپرست خانوار شده و به فرهنگسازی کمک میکند؛ محصولاتی مثل لیوان با طرح لاکپشت سبز یا دلفین خلیج فارس.
پشت صحنه: تولید محتوا در گمنامی
وقتی منصور ضابطیان از پشتصحنه فیلمبرداری سؤال میکند، احمد میگوید بیشتر صحنهها را خودش میگیرد، اما گاهی همکاران محیطبان کمکش میکنند؛ همانهایی که در گمنامی کار میکنند و هیچ وقت دیده نمیشوند.
روایت مستندی از یک پیرزن و پیرمرد در اصفهان که با وجود آسیب از بزهای کوهی، همچنان از آنها مراقبت میکردند، به یکی از پرمخاطبترین ویدیوهای کانال آپارات او تبدیل شد. «میگفتند این بزها سهم پلنگهاست… ما چرا باید شکار کنیم؟»
چرا باید این قسمت را ببینید؟
قسمت پنجم فصل چهارم آپاراتکست، فقط یک مصاحبه نیست؛ روایتی است از عشق، تلاش و خلاقیت در دل طبیعت. اگر به تولید محتوا، محیطزیست، روایتگری یا زندگی پایدار علاقهمندید، این قسمت برای شماست.
با تماشای این قسمت:
- با زندگی واقعی یک محیطبان آشنا میشوید
- میبینید که چگونه محتوای صادقانه میتواند الهامبخش باشد
- با مدلهای مشارکت مردمی برای نجات طبیعت آشنا میشوید

